السيد الخميني
132
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
انسان در خطر است نبايد انسان از او غفلت كند و به واسطهء حديثِ « رفع » مغرور گردد . پس ، تو جديت خود را بكن و شاخههاى او را بزن و در صدد اصلاح باش و نگذار از او ترشحى در خارج بشود ، آن وقت ريشهء آن سست مىشود و از نمو و ترقى مىافتد . و اگر در بين رياضت و اصلاح ، مرگ در رسيد ، رحمت الهى شامل حالت مىشود و با رحمت واسعه و بركت روحانيت رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - مشمول عفو مىشوى ؛ و بارقهء رحمانيه اگر بقيهاى از آن مانده باشد ، مىسوزاند و نفس را پاك و پاكيزه مىكند . و اما آنچه در روايت حمزة بن حمران وارد است : عَن أبي عَبْدِاللَّه - عليه السلام - قالَ : « ثلاثة لم ينج منها نبي فمن دونه : التفكر في الوسوسة في الخلق و الطيرة و الحسد ، إلا أن المؤمن لا يستعمل حسده » « 1 » يا آنكه مبالغه فرمودهاند و مقصودْ كثرت ابتلاى به آن است ؛ يا اينكه اين تركيب كنايه از كثرت ابتلاست ، بدون آنكه مقصود بالذاتْ خودِ مضمون جمله باشد ؛ يا آنكه حسد را اعم از غبطه اراده فرمودند مجازاً ؛ يا آنكه ميل زوال بعض نعم از كفار را كه استعمال مىكنند در ترويج مذهب باطل خود ، حسد نام نهادهاند ، و الا از حسد به معناى حقيقى خودش انبيا و اوليا - عليهم السلام - پاك و پاكيزهاند ؛ قلبى كه آلوده به مَساوى اخلاقى وقذارات باطنى شد ، مورد وحى و الهام الهى نشود و مورد تجلّيات ذاتى و صفاتى حق نگردد . پس ، بايد يا توجيهى از روايت شود به نحوى كه ذكر شد ، يا به نحو ديگر ، يا ردّ علمش به قائلش - صلوات اللَّه عليه - شود . وَالْحَمْدُ للَّهأَوَّلًا وَآخِراً .
--> ( 1 ) - از ابى عبداللَّه عليه السلام روايت شده كه : « سه چيز است كه هيچ پيامبر و پايينتر از او از آن رهايى نيافتند : انديشيدن در وسوسه در خلق ، و فال بد زدن ، و حسد ورزيدن جز آنكه مؤمن به حسد خود كار نمىكند » . ( الكافي ، ج 8 ، ص 108 ، حديث 86 ؛ وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 366 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس و ما يناسبه » ، باب 55 ، حديث 8 )